بر سر انگشت طبيعت
ديروز يكي از دوستام اينجا بود
توي اون ۲ ساعت خيلي با هم حرف زديم
از فشار هاي ذهني كه آدم رو به انزوا مي كشونه
از پوچي كه شايد پشت هر دليل محكمي وجود داشته باشه
از نا مردي آدما در حق دوستاشون و حكومت ها در حق ملت ها
از اينكه آدم چطور مي تونه با نا ملايمات كنار بياد
از جاسبي هم گفتيم
از انتخابات و هاشمي و معين و بقيه
از تتحكيم وحدت هم گفتيم
از اون تزهاي آرماني و غير ممكن كه ذهن دانشجوي چشم و گوش بسته رو خراب مي كنن و قدرت درك درست رو از اون ميگيرن
از از عشقهايي كه بااون به سكس مي رسن
از سكس هايي كه با اون به عرش مي رسن
و اينكه در بهترين حالت آخرش عمر ما ها تموم ميشه و از ذهن مردم پاك ميشيم و باز هم همه همون كاراي هميشگي رو انجام ميدن هيچ چيز هم تغيير نمي كنه
شايد هم به قول سهراب اگر كرم نبود زندگي چيزي كم داشت
+ نوشته شده در سه شنبه 23 فروردین1384ساعت 11 بعد از ظهر  توسط سعید
|
