تبليغاتX
درفش کاویان

درفش کاویان

همه چیز و هیچ چیز

شدن یا نشدن مساله این نیست

از روزی که جدی بهش فکر کردم خیلی میگذره حدود دوسال، ولی هیچ وقت به اندازه ی دیروز تردید نداشتم ولی الان احساسم خوبه، تجربه ی جالبیه ولی با ریسک بالا. واسه من خوب شد ولی اینجوریش رو به کسی توصیه نمی کنم.

حالا صفحه ی دوم، مسئله شدن یا نشدن نیست، این نیز بگذرد .

ولی.................
چطور؟؟؟!!!

+ نوشته شده در  شنبه 30 دی1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط سعید  | 

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

باید می شد !
+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 دی1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط سعید  | 

بیا در مرداب عشق بق بگیریم

نیمکت های سبز هرکی رو یاد یه چیزی میندازه من رو یاد بچه ها

انوش با کاپشن آبی -مهدی و تعلیق - پویا و اتل متل - رضا و موشک -ممد زضا و پشگل..........

شما رو یاد چی میندازه ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 دی1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط سعید  | 

خاطرات یا زندان یا خاطرات زندان

-زندان

بیدارم با چشمانی بسته
زندانی در صدای سکوت
شاید روزی پرده ی پلک به آتش دیده بسوزد
نفسم در مشت! دستم از کتف تمام می شود
در تاریکی اسیرم
      وحشتی مطلق است تمام آنچه می بینم
در اسارت آزادی
        آزاد برای اطاعت کردن
        در قانون پوسیدگی
و قانون بود که من را از من گرفت
روزی بیدار خواهم شد
تمام چراغ های شهر را می شکنم 
       و نور را از زندان حباب خواهم رهانید

-خاطرات : دیروز مشغول مرور خاطرات کتبی ام بودم که این شعر رو در سالنامه ی سال ۸۲ پیدا کردم این کار دستیه من در دی ماه اون ساله
اون وقتا که باپویا . مهدی . رضا . فرشید . حسام . متین .انوش . صابر  و...  هر شب ساحلی پلاس بودیم

+ نوشته شده در  یکشنبه 24 دی1385ساعت 3 قبل از ظهر  توسط سعید  | 

کوتوله ی سیاسی و ریدمان اجتماعی

از روزی که دکتر زمام امور مملکتی را عهده دار شد ما نگران براین بودیم که فضای سیاسی بسته تر از پیش شود نگرانی ما به جا بود وآن شد.
اما هیچ تصور نمی کردیم تا این حد در نظم اجتماعی ریده شود که در شش ماه چهار بار ساعت کار بانک ها تغییر کند ویا بیخود و بی جهت چهار روز تعطیل رسمی اعلام شود.
اکنون نیز الطاف پروردگار نصیب ما شده و سرزمین خوزستان میزبان قدوم مبارک دکتر شده (گی ی ی ی  با)* وبه لطف این حضور زندگی تک تک مردم اهواز مختل شده است تا مردم به خوبی حضور وی را در تمام سوراخ های زندگی خوصوصی خود احساس کنند
بازار و ادارات نیمه تعطیل شده و امتحانات امروز و فردا در مدارس لغو شده است تا همه پرشور و به زور در سخنرانی حاضر باشند.
با عرض پوزش از خوانندگان در این باب سخن بسیار است ولی ساعت از 9 گذشته ومیترسم به سخنرانی این مرد بزرگ در مصلی نرسم پس من می روم از هورا هایی که از بازار ابتذال خریده بودم مقادیری مصرف کنم و او را در این رینش تنها نگذارم.

جمهور هورا ها رو لازم داره چون در این باب بیشتر نوشته

----------------------------------------------------------------------------------

*از دزفولی زبانان بپرسید

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 دی1385ساعت 9 قبل از ظهر  توسط سعید  | 

صدام و موسی

دوش صاحب دلی به هم قطار خویش SMS زد که "صدام اعدام شد اما آیا دیکتاتوری در جهان به پایان        رسید ؟" هم قطار پاسخش چنین داد "هزاران سال پیش فرعون نیز به کام نیل فرو رفت "

حال ماییم در افتاده با فرعونیان با دستار و عصای موسی یا  صدامییان در لباس تفنگ داران آمریکایی

 سر به هر آبادی که نهیم ...

کلاهی به مهرورزی برداشته یا به جبر گذاشته پس چه خوش تر که در آبادی خود نشینیم و راه بر تفنگ داران (از هر کیشی ) و موسی ( با هر دستار و عصایی ) ببندیم که توانا ترینیم

کتاب* در دست خود ماست 

---------------------------------------------------------------------------------

* اشاره به شعر لوح اثر احمد شاملو

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 دی1385ساعت 9 بعد از ظهر  توسط سعید  |